با تو حرف دارم/ای عزیز دور!/در شعله های سرخ داغ/ ُلخت آتشین باغ/در سپیدی حریر زمهریر/در شکوفانی پرآب بهار
شهر شعر

۱۳۸٩/٩/۱٦

بیژن باران: یادها-3

بیژن باران

یادها-3

Now over and over I keep going over the world we knew. Sinatra

حالا هی و هی دوباره به دنیایی که میشناختیم، فکر میکنم. – فرانک سیناترا

1

تبعید خاطرات را ویران میکند-

با عدم تکرارشان در دیدار و گفتار؛

نبود نزدیکان، دوری محیط آشنا

متروکی بازگویی آنها.

گورستان حافظه شهر است؛

ردیف بصری گذشته

برای یادآوری همه

زیر آسمان ابدی همیشه.

2

هبوط آدم عاطل

تبعید او به این دنیا-

لخت و پاپتی بر خاک جدید،

بدون اثاث و  ماوا به سرزمین غریب،

با تنهایی و غربت؛

کار ، کار، کار،

تا با کار برای تسکین خاطرات؛

تا با کار، افق فردا، باز.

3

وقتی در امتداد عمر

از گرم محیط خودی کنده میشوی؛

در خانه ای در خیابانی بیگانه

در محاصره سرهای غریبه قرار میگیری.

یادهای گذشته از افراد و محیط

به حال قابل انتقال نبوده.

دیروزت تنها در ذهن تو میماند - در زوال.

امروزت روز صفر خاطرات آینده میشود.

 

تو دربدر بدنبال آوایی آشنا

بی نتیجه میگردی.

بر رود یادها آهسته میرانی.

ساختمانها و درختان برای تو خاطره میشوند.

در همهمه بازار

و زمزمه دیدار

زبان تو از رواج می افتد.

صدای تو رسا نبوده؛

سکوتت عادی میشود.

 

مرگ خبر است نه شرکت در حادثه.

تو نیستی تا به گورستان روی.

مردگان تدفین نمی شوند.

در ذهن تنهای تو تن های آنان سرگردان، پیر نمیشوند.

4

تبعید انجماد خاطرات است-

با زوال آهسته در سکوت.

تبعید زندان انفرادی خاطرات است.

در تبعید

نیست عید -

عید گذران روز دیگری از سال ست.

شاهد رشد طفل به جوانی نیستی.

موطن، افسانه میشود؛

زندگی، خبر.

در تبعید تداوم خاطرات در ذهن است-

نه در زندگی.

آینده و حال در گذشته زندان بوده؛

عروسی و عزا بیصدا میشود.

صدای کودکان انعکاس کودکی نیست.

 

در برگریز پاییز بولوار

مادر تنها با کالسکه طفلان دوقلو

از غبار ایام ظاهر شده زود ناپدید میشود در پشت درختان چنار.

5

سفر پنجره ها را میبندد. *

روزها را غروب،

شبها را تار و پرسکوت میکند.

عکسها و نامه ها از دنیای رفته سخن میگویند-

از یادهای مشترک،

رنگ و بوهای قدیمی

توت فرتوت کنار جو

ردیف کفتران لبه بام کاهگلی

لک لک تنبل گلدسته کنار گنبد

بقالی با بوی غلیظ پنیر لیقوان

دود بلالی بریان، دکه کباب کوبیده و ریحان

کوچه های خواب رفته تابستان

خانه های آشنای دور

با گوشه های مبهم اتاقها،

دالانهای تاریک خنک.

6

در غربت است تنهایی و واجهای جدید؛

ویرانی آهسته ی خاطرات مخاطرات دیروز در ذهن.

خاطرات مشترک با خانواده و دوستان

پرپر میشوند – در انزوای زود زوال.

در غروب غربت

فانوس نارنجی خورشید

پنجره را در دیوار روبرو قاب میکند.

امتداد غربت

ویرانی خاطرات مشترک است.

وقتی در موطن من هندسی شهر تغییر می کند

در خاطرات من دور

شهر همان می ماند که من آنرا ترک کردم.

کوچه های فرعی محو می شوند.

کوچه اصلی با خانه من در آنزمان

میماند و اسطوره میشود.

نان وطن پهن است و ترش لب؛

نان غربت قلمبه که با کارد ورقه میشود.

دیدار نوروزی خاطره ای دور میشود.

زمان چه سریع

مرا در خطه خاطرات زندان میکند.

در تنهایی، هی بازاندیشی دوباره تکرار-

تکه های آفتابی کودکی و شبهای سفید نرد بیسحر جوانی.

7

در هجرت فصول بدون شناسنامه می شوند-

با هندسه ی شهری ناآشنا،

باآسمان کوته ابرین

با بوهای نوین

درتنهایی بی انتها.

 

هجرت سرگردانی ارواح است-

بیخانمانی تو و آنها در ذهن تو.

مردگان در خوابهای سحری ظاهر می شوند.

در مهتاب شب

شبح آنان در میان درختان؛

مختل شدن چرخه حیات از تولد تا ممات،

نبود عاشقان قدیمی در کنار؛

حتی ممنوع است ورود به گورستان و لاله های خاوران.

8

در هجرت درونی

ترک دنیای خارج میشود.

یادها با تکرار مرور دوباره باز احیاء میشوند.

موسیقی جوانی در ذهن هی نواخته میشود.

سوت تنهایی، زمزمه سرودهای قدیمی، نجوای نامهای زود رفتگان -

قدم برداشتن در خیابان غریبه را آهسته و بیمقصد میکند.

آه گذشته را آب برده؛

تو در کنار رود، تنهایی.

باد از بیخانمانی تو ناله میکند.

در روزهای ابری غربت

تو دیگر سایه گذشته را نداری در کنار خود.

گفته شده: "دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد." **

9

آیا صدای غایب،

انعکاسی در میان صداهای نو،

در وطن می ماند؛

یا در تاریخ؟

او بدنبال خورشید گمشده

بزیر آسمان ابری رفت.

برای تصاحب روز

شب را هم از دست داد.

او برای دیگران زندگی میکرد.

با خواب، خماری، رخوت و خستگی امروز

اکنون بیگانه و دور از دیگران وقت کشی کند.

غروب او ابدی؛

در محاصره مرگ است.

10

آنروزها رفتند.

روزهای پیشرو در خیابان اجتماع

خروش پویان بر فراز درختان،

روزهای چشمانداز آینده

با چراغ تجربه آموزی گذشته-

دنیای گذشته بیمرز.

ولی اکنون مقرش در حصار اتاق،

میزش کنار پنجره بی آفتاب، با انبوه کتاب،

در ایستگاه خاطرات.

او بجستجو برای مکانی در آفتاب برای همه.

جوانی، جستجو، کنجکاوی و عدالت کار - افق آن روزها.

با موج مردم در میدان، طنین تاریخ در بلندگو،

صدای او در فریاد توده دانشجو

تا سپیدی ثابت ستیغ کوه.

 12/6/2010 11:03 AM

 

*اخوان ثالث: "لعنت به سفر که هرچه بود او کرد."

**سعدی

091507

بیژی
۱۳۸٩/۸/٢٦

دکتر بیژن باران: یادها - دکتر غلامحسین ساعدی

بیژن باران

یادها- دکتر غلامحسین ساعدی

جا. خانه او، پاریس

زمان. تابستان و پاییز 1364/ 1985

افراد. ساعدی، همسرش- بدری لنکرانی، ب.ب.

یادها. نخستین بار بعدازظهری در تابستان بود که بخانه ساعدی وارد شدم. او تازه از چاپخانه برای کارهای مربوط به الفبا آمده بود. با خوشرویی مرا به مهمانخانه برد و همسرش را صدا زد تا ما را بهم معرفی کند. بدری خانم گویا با حسام لنکرانی، فرزند حسین، شوهر صفا حاتمی، خواهر سرهنگ حاتمی، نسبت داشت. حسام کمی پس از ترور مسعود روزنامه نگار در 1326 بقتل رسید.

روی مبل نشسته از نشریات جهان، آهنگر در تبعید، الفبا، کتابهای تازه، پر، علم و جامعه، اجرای ننه انسی در شهرهای آمریکا گپ زدیم. ساعدی 20 الفبا برای پخش در آمریکا داد؛ مقداری هم مجلات چاپ آمریکا را گرفت. او عکسی رنگی از "آقا بزرگ"/ بزرگ علوی را بمن داد که در فیسبوک گذاشته شده. از بزرگ علوی با مهر و شادی حرف می زد.

کتاب شعر 2زبانه ام، راه و رود، را باو دادم.  از اجرای موفق نمایش ننه انسی در 10 شهر بزرگ آمریکا، محتوای جهان، پخش آهنگر در تبعید، ترانه ها و سرودهای کانون موسیقی مترقی ایران، شمارهای 6 و 7 و 8 الفبا سخن گفته شد. در سالهای 1981-1982 کانون هنری نمایش ننه انسی ساعدی را همراه با اجرای ترانه ها و سرودها موسیقی در برخی شهرهای آمریکا اجرا کرد.  این نمایش بکارگردانی ج. پ. و تیم هنری دانشجویی ایرانیان مرکز بسیار موفق بود؛ در هر شهر با استقبال ایرانیان مواجه شد. بهمراه تور هنری به شهرها، کتاب ننه انسی، نوارها، پوسترها، دیگر کتب نظری و ادبی سازمان روی میزها مطلوب حضار واقع شدند.

برایش یک بطری گالنی اسمیرنوف از فرودگاه گرفته بودم. برایمان ودکا در لیوان ریخت؛ با مهربانی سلامت گفته، نوشیدیم. صحبت از این شد که در ایران ساعدی "باب" خروج از داستان و ورود به نمایش است. صادق هدایت با تخیل، غربگرایی، موضوع بکر داستان را به ادبیات مدرن فارسی بطور جدی وارد کرد. ساعدی با تجسم، تخصص در کنه ضمیر ایرانی، حرکت نمایش نویسی مدرن را وارد ادبیات فارسی کرد. زاویه دید در ننه انسی درمیان توده هاست. بساعدی از دیداری با فریدون تنکابنی و صحبت از زاویه دید گفتم. زاویه دید صمد بهرنگی از پایین به بالا، از خلق به قصر است؛ درحال که زاویه دید در داستان تنکابنی از بالا به پایین، از قصر به توده هاست. تنکابنی زاده 1316 مقیم پاریس، بعد به کلن رفت، بسته سیگار وینستون خود را تو یخچال می گذاشت.

کلام شیرین ساعدی مخاطب را به دنیای شخصیتهایی از تبار انسان می برد که همه آنها بوسیله ساعدی بهم مرتبطند. خود ساعدی راوی تاریخ در فلات است که با تمام انسانهای سترگ تاریخ جهان مرتبطند. سلطانپور با لورکا و خارا، شاملو با نرودا و عزیز نسین، بهرنگی با پاموک و ناظم حکمت. یاد این شعر فروغ افتادم: سفر حجمی در خط زمان/ و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن/ حجمی از تصویری آگاه/ که ز مهمانی یک آینه بر می گردد/ و بدین سان ست/ که کسی می میرد/ و کسی می ماند. – تولدی دیگر، ص 160.

ساعدی در جنوب شهر تهران مطبی داشت که به تنگدستان کمک طبی و دارویی می کرد؛ پاتوق روشنفکران عدالتخواه بود. خاطرات فراوان از انسانهای ایثارگر برای روایت داشت. شکنجه او در 1353 توسط ساواک شاهنشاهی و فعالیت سازمان دانشجویان برای رفع شکنجه و آزادی او در جهان مثل توپ رژیم را بی آبرو کرد. خواندن آثار، فرد را به دنیایی تخیلی می برد؛ ولی در مصاحبت با نویسنده آثار، فرد به جهان پرتپش زندگی اجتماعی، سیاسی، ادبی تصعید می کند. ساعدی با حافظه فوق العاده، نظم موثر در روایت، لحن شیرین، چهره بشاش تاریخ یک بازه زمانی ایران را چون جادوگری متبحر در برابر چشم شنونده تجسم می کرد. تجربه های این دوران به شناخت عمیق تر او از انسان و پیچ و خم های روح و روان کمک کرد.

از شاخه تبریز گفت. بهروز دهقانی 1318- 9خرداد 1350، با خواهران رزمنده اش اشرف و روح انگیز، نویسنده، مترجم، چریک فدایی، شکنجه ساواک کلیه هایش را آسیب رساند. روح انگیز بدست رژیم جدید در 8 تیر 60 اعدام شد. از نابدل، شاعر جوان آذربایجان، مناف فلکی، کاظم سعادتی گفت. آنها در روزنامه مهد آزادی آثارشان را منتشر می کردند. نابدل اسطوره مقاومت در برابر شکنجه شد؛ شعرهایی از او را مفتون امینی بفارسی ترجمه کرده. از صمد گفت که در رود تنها غرق شد؛ دسیسه ساواک در مرگ او را رد می کرد. صمد بهرنگی کتاب الدوز و کلاغها را به روح انگیز، همسر کاظم سعادتی، تقدیم کرد. بهروز دهقانی نویسنده مقالات شناخت ادبیات و اجتماع، مترجم افسانه های ایتالیایی ماکسیم گورکی، زندگی و آثار شون اوکیسی بود؛ او برای تحصیل مدتی به امریکا رفت.

دیدار اتفاقی با یکی از چریکها را در فرودگاه فرانکفورت با چنان مسرتی می گفت که مستمع ساعدی را می دید که در شلوغی ساختمان، برادری از دیدن برادری، به شادی کودکانه تصعید می کند. او از دیدار بدرودی با یک انسان سترگ می گفت که در تاریخ راه میرود و نامیراست. پای گپ ساعدی، مخاطب از دالان زمان به جهان بیزمان با ساکنان بیمرگ زنده عبور می کند.

 

بعدها هر وقت پاریس رفته ام؛ سری به پرلاشز زده بر مزار ساعدی و هدایت، 2 عزیز ایرانی، چند دقیقه ای در مراقبه فرو میروم. یاد کافه نادری پاتوق هدایت و خنده های بی شیله پیله ساعدی می افتم. زندگی هر دویشان برای بهبود فرهنگ ایرانی قطره قطره در هاون مبارزه با خرافات و استبداد تبخیر شد. ولی زندگی ادبی آنها در بسیاری دیگران ادامه یافت. آیا مرگ آیینه ای بیش نیست که در آن فرد فرهیخته هبوط می کند؛ در جهان تصاویر آیندگان خود حاضر می شود؟ آیا اصلا مرگ برای آنها مفهومی دارد؟ اگرچه زندگی آنها پر از درد و تنهایی بود؛ ولی آثارشان چون کبوتران صلح از بام بدنشان بسوی نسلهای درراه پرواز می کنند – تا لایتناهی و آینده های دور تداوم دارند.

*

در بررسی آثار ساعدی و هدایت یک پرسش کانونی این می شود: تفاوت ساختاری داستان و نمایش چیست؟ روایت در داستان و نمایش، داستانی در نمایش، داستان کوتاه و سناریو چگونه پیش می رود؟ نمایش برای دیدن نوشته می شود؛ داستان برای روایت، نه اجرا، می باشد. واشکافی آثار این 2 نویسنده کمک به نگارش خصیصه های شخصیت پردازی، صحنه پردازی، دیالوگ، دیدگاه راوی، پلات، تم/ موضوع می کند.

دو نقطه عطف در ادبیات فارسی مدرن وجود دارند. یکی هدایت در مونولوگ نویسی که اوج این سبک در بوف کور است. دیگری ساعدی در دیالوگ نویسی که منطبق با قواعد اجرایی نمایش و فیلم است. البته هدایت هم در نمایشنامه نویسی تمرینی کرد؛ ولی در اختناق ماقبل دهه 20ش نمایش در ایران تازه آغاز شده بود.  هدایت باتوشه فرهنگی کهن ایرانی و سبک نوین غربی به نویسش می پرداخت. پروین دختر ساسان 1307، افسانه آفرینش، مازیار - آثار نمایشی هدایت اند که بچاپ رسیدند؛ ولی اجرای آنها دانسته نیست. ساعدی با تخصص در خلق و خوی ایرانی، در زمانه ای جدید با رسانه های تصویری، به خلاقیت ادبی پرداخت.

نمایشنامه های ساعدی سریع به سناریوی فیلم و تلویزیون تبدیل شدند. هدایت بهترین مونولوگها را با راوی اول شخص مفرد در ادبیات فارسی پدید آورد؛ اوج آن "من" در بوف کور است. ساعدی دیالوگ را در ادبیات فارسی رایج کرد. دانش تخصصی، روحیه مثبت، آزادگی ساعدی توشه های بیشتری برای ارایه به فرهنگ فارسی بودند. پس اگر هدایت داستانسرایی متنی را در فارسی پدید آورد؛ ساعدی حرکت و محاوره را در ادبیات رایج کرد. اگر هدایت به السنه عتیق فارسی میانه در هند خود را آشنا کرد. ساعدی روان ایرانی را شکافت که بار 3 هزار سال فرهنگ را در خود انبار کرده؛ این واشکافی را برای فارسی زبانان چه در متن چه در اجرا آشکار کرد.

هدایت 1281- 1330 با قضیه parody یا نقیضه یک ژانر ادبی ایجاد کرد که در آن مطایبه، هجو، هزل دست بالا را در دست انداختن ابتذال و نقد اجتماعی داشت. او گاهی با نظم و نوعی قافیه گاهی با نثر مسجع آنها را نوشت. قضیه های تیارت طوفان عشق خون آلود، نمک ترکی، ساق پا، عشق پاک، توپ مروارید، تقریظ نومچه، اختلاط نومچه نمونه اند. لحن او با نوعی تفرعن ملی گرایی همراه بود. شاید نوشین "در" بین نمایشهای تاریخی پیش از ج ج 2 و نمایشهای هنری و اجتماعی پس از آن باشد.

ساعدی لال بازی pantomime را در ادبیات فارسی پروبال داد؛ این ژانر ادبی در اختناق ساواکی دهه 40 خود استعاره ی گویایی برای شرایط اجتماعی ایران بود. در لال بازی از زمان رومیها بازیگر با حرکات سر و تن و بدون سخن پندار، محرکه، عاطفه، روایت، و شخصیت خود را ورای کلمات ارایه میدهد. او نام مستعار گوهر مراد را از سنگ گور دختر جوانمرگی در گورستان نزدیک خانه اش در تبریز گزید.

ساعدی یک از بنیانگزاران کانون نویسندگان در ایران در 1347 و هم در تبعید در 1361 بود. چندین بار به زندان انداخته شد. شاملو آزادی ساعدی در ۱۳۵۴ از زندان را چنین می نویسد: آنچه از ساعدی، زندان شاه را ترک گفت جنازه نیم جانی بیشتر نبود. ساعدی با آن خلاقیت جوشان پس از شکنجه های جسمی و بیشتر روحی زندان اوین، دیگر مطلقا زندگی نکرد. آهسته آهسته در خود تپید و تپید تا مرد.

کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی – اتحادیه ملی- برای آزادی ساعدی از زندان آکسیونهای گوناگون در جهان راه انداخت. پس از خروج از زندان ساعدی درهم شکسته یکی از سازمان دهندگان و برگزار کنندگان شب های شعر انستیتو گوته در مهر ۱۳۵۶ بنام ده شب شعر شد. این ده شب برای اعتراض مدنی و آشکار کانون نویسندگان و روشنفکران به رژیم شاه بود. او همان سال در لندن به شاملو پیوست و با هم نشریه ایرانشهر را منتشر کردند.    

سالشمار. این 2 بخش از 2 منبع دانشنامه و ویکیپیدیا برگرفته شده که در منابع در زیر آمده؛ با تصحیحات ویرایش شده اند.

1314 تولد در تبریز، روز سه شنبه 24 دی؛نام پدر: علی اصغر؛ نام مادر: طیبه

1316 تولد برادر، علی اکبر 26 آذر

1322 تولد خواهر ناهید

1322 ورود به دبستان بدر

1330 آغاز فعالیت هم زمان با نهضت ملی 

1331 مسئولیت انتشار روزنامه های فریاد، صعود، جوانان آذربایجان؛ انتشار مقالات و داستان در این سه روزنامه؛ نیز در دانش آموز، چاپ تهران

1332 بعد از کودتای 28 مرداد دو ماه مخفی می شود. شهریور سال 1332 دستگیر؛ چند ماه در زندان بسر می برد. داستان بلند نخود هر آش را نوشت که چاپ نشده

1334 ورود به دانشکده پزشکی تبریز

1335 همکاری با مجله سخن؛ انتشار داستان مرغ انجیر؛ چاپ و انتشار پیگمالیون- داستان و نمایشنامه در تبریز

1336 انتشار داستان خانه های شهر ری در تبریز؛ نمایشنامه لیلاج ها در مجله سخن

1337 رهبری جنبش های دانشجویی و اعتصابات دانشگاه تبریز؛ آشنایی و دوستی با صمد بهرنگی، بهروز دهقانی، مفتون امینی، کاظم سعادتی، مناف ملکی؛ نوشتن داستان کوتاه شکایت و نمایشنامه تک پرده ای غیوران شب

1338 نمایشنامه تک پرده ای سایه شبانه

1339 انتشار نمایشنامه کار بافک ها در سنگر، ناشر کتابفروشی تهران- تبری؛ انتشار مجموعه داستانهای کوتاه شب نشینی با شکوه، تبریز؛ نمایشنامه سفر مرد خسته در 4 پرده چاپ نشده

1340 فارغ التحصیل دانشکده پزشکی؛ گذراندن پایان نامه ای به نام علل اجتماعی پیسکونوروزها در آذربایجان که بعد از ماهها بحث و جدل با اکراه پذیرفته شد؛ انتشار نمایشنامه کلاته گل به صورت مخفی در تهران

1341 مسافرت به تهران. اعزام به خدمت سربازی- طبیب پادگان سلطنت آباد به صورت سرباز صفر، نوشتن داستانهای کوتاه درباره زندگی سربازی که چند داستان به نام های صدای خونه، پادگان خاکستری، مانع آتش در مجله کلک چاپ شد- بعد از مرگش؛ افتتاح مطب شبانه روزی به اتفاق برادرش دکتر علی اکبر در دلگشا؛ همکاری با کتاب هفته و مجله آرش؛ آشنایی و دوستی با احمد شاملو، جلال آل احمد، پرویز ناتل خانلری، رضا براهنی، محمود آزاد تهرانی، سیروس طاهباز، محمد نقی ابراهیمی، رضا سید حسینی، بهمن فرسی، به آذین، اسماعیل شاهرودی، جمال میرصادقی

1342 انتشار ده لال بازی/ پانتومیم. پانتومیم فقیر توسط جعفر والی در تلویزیون اجرا شد. ورود به بیمارستان روانی روزبه جهت اخذ تخصص بیماریهای اعصاب و روان. آشنایی و همکاری با دکتر مسعود میربها و دکتر حسن مرندی. همکاری با موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی در انتشار تک نگاری ایلخچی؛ چاپ مقالات علمی در مجله روان پزشکی. ترجمه کتاب شناخت خویشتن از آرتور جرسیلد با دکتر محمدتقی براهنی، چاپ تبریز. ترجمه کتاب قلب و بیماریهای قلبی و فشار خون، ه. بله کسلی، با دکتر محمدعلی نقشینه، چاپ تبریز؛ همکاری با کتاب هفته

1343 سفر به آذربایجان؛ حاصلش نوشتن تک نگاری خیاویا مشکین شهر؛ لال بازی در انتظار در مجله آرش. انتشار 8 داستان پیوسته به نام عزاداران بیل، انتشارات نیل، تهران

1344 انتشار نمایشنامه چوب بدستهای ورزیل، انتشارات مروارید، تهران. به کارگردانی جعفر والی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. انتشار تک رنگی خیاویا مشکین شهر، توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار نمایشنامه بهترین بابای دنیا، انتشارات شفق، تهران. به کارگردانی عزت الله انتظامی در تالار سنگلج روی صحنه آمد. نوشتن داستان بلند مقتل که دو فصل آن در مجله نگین 1349 چاپ شد. سفر به حاشیه خلیج فارس برای بررسی وضع اجتماعی، آداب و سنن بومی آن خطه

1345 انتشار تک نگاری اهل هوا توسط موسسه تحقیقات و مطالعات اجتماعی. انتشار مجموعه داستان دندیل، انتشارات جوانه، تهران. انتشار پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت، انتشارات اشرفی، تهران. نمایشنامه های بامها و زیر بامها، از پا نیفتاده ها به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون؛ ننه انسی در تئاتر سنگلج اجرا شد. نمایش گرگها، گاو در تلویزیون به کارگردانی جعفر والی. انتشار مجموعه داستان واهمه های بی نام و نشان، انتشارات نیل، تهران. داستان آرامش در حضور دیگران از این مجموعه توسط ناصر تقوایی به صورت فیلم درآمد. انتشار نمایشنامه آی بی کلاه، آی با کلاه، انتشارات نیل، تهران. به کارگردانی جعفر والی در تالار سنگلج به روی صحنه آمد. انتشار خانه روشنی، پنج نمایشنامه، انتشارات اشرفی، تهران. نمایشنامه  خانه روشنی توسط علی نصیریان، نمایشنامه دعوت توسط جعفر والی، کارگردانی و به روی صحنه رفت. نمایشنامه دست بالای دست به کارگردانی جعفر والی، نمایشنامه خوشا به حال بردباران به کارگردانی داوود رشیدی در 1346 در تلویزیون اجرا شدند. مذاکره با دولت وقت به اتفاق جلال آل احمد، رضا براهنی و سیروس طاهباز برای رفع سانسور از اهل قلم و مطبوعات. تشکیل هسته اصلی کانون نویسندگان. همکاری با مجله های جهان نو، فردوسی، خوشه، نگین و جنگ های ادبی. انتشار داستان ترس و لرز، 6 داستان پیوسته، انتشارات زمان، تهران. انتشار نمایشنامه دیکته و زاویه، 2 نمایشنامه، انتشارات نیل، تهران. به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج به اجرا در آمد. سفر به آذربایجان جهت تدارک تک نگاری قراداغ. قسمتهایی از آن به نام کلیبر، مرند، اهر، خوی، رضائیه در مجله پیک جوانان در 1351 به چاپ رسیدند.

1348 انتشار رمان توپ، انتشارات اشرفی، تهران. انتشار نمایشنامه پروار بندان، انتشارات نیل، تهران. به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها به روی صحنه آمد. انتشار فیلمنامه فصل گستاخی، انتشارات نیل، تهران؛ گم شده لب دریا، داستان کودکان که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد.

1349  انتشار نمایشنامه وای بر مغلوب، انتشارات نیل، تهران. به کارگردانی داوود رشیدی در تالار سنگلج اجرا شد. انتشار نمایشنامه جانشین، انتشارات نیل، تهران. فیلمنامه ما نمی شنویم- 3 فیلمنامه کوتاه، انتشارات پیام، تهران. نمایشنامه ضحاک به دلیل سانسور وقت منتشر نشد.

1350  انتشار فیلمنامه گاو براساس قصه ای از کتاب عزاداران بیل. در 1348 توسط داریوش مهرجویی به صورت فیلم درآمده بود. انتشار نمایشنامه چشم در برابر چشم، انتشارات امیر کبیر،تهران. در 1351 به کارگردانی هرمز هدایت به روی صحنه رفت.

1353 انتشار مجله الفبا با همکاری نویسندگان معتبر، ناشر امیر کبیر. مجموعاً 6 شماره به چاپ رسید. نوشتن نمایشنامه مار در محراب؛ به خاطر سانسور وقت در سال 1372 تحت عنوان مار در معبد توسط انتشارات به نگار به چاپ رسید. چاپ داستان بازی تمام شد در شماره اول الفبا.

1353  اردیبهشت سفر به لاسگرد، اطراف سمنان جهت تهیه تک نگاری راجع به شهرکهای نوبنیاد. دستگیری توسط ساواک؛ انتقالش به زندان قزل قلعه؛ بعد به اوین. مدت یکسال در سلول انفرادی بود و شکنجه شد. پیش از این بارها توسط ساواک و شهربانی دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. یک بار منجر به بستری شدنش در بیمارستان جاوید شد. نگارش رمان تاتار خندان که در زندان نوشته بود. در دهه 50 ضمن فعالیت سیاسی گسترده ای با طیف وسیعی از مبارزان راه آزادی ارتباط دارد که تا پایان عمرش ادامه پیدا می کند. انتشار کتاب کلاته نان، داستانی برای کودکان، ناشر امیرکبیر، تهران .

 1354 آزادی از زندان. انتشار عاقبت قلم فرسایی- 2 نمایشنامه، انتشارات آگاه تهران. فیلمنامه عافیتگاه که بعد از مرگش توسط انتشارات اسپرک در 1368 به چاپ رسید. سفر به شمال و نوشتن نمایشنامه هنگامه آرایان که هنوز چاپ نشده است.

1355 سفر به تبریز و نوشتن رمان غریبه در شهر. بعد از مرگش در 1369 توسط انتشارات اسپرک منتشر شد.

1356  انتشار گور و گهواره- 3 داستان، انتشارات آگاه، تهران. براساس داستان آشغالدونی از این مجموعه فیلمنامه دایره مینا نوشته شد که توسط داریوش مهرجویی به فیلم درآمد. انتشار نمایشنامه ماه عسل، انتشارات امیرکبیر، تهران. چاپ نمایشنامه تک پرده ای رگ و ریشه دربدری در شماره 6 الفبا. ترجمه برخی از آثارش به زبانهای روسی، انگلیسی، آلمانی. سخنرانی در شبهای شعر انجمن گوته، تحت عنوان شبه هنرمند. در 1357 انتشارات امیرکبیر آنرا در کتاب ده شب شعر به چاپ رساند.

1357 سفر به آمریکا بنا به دعوت انجمن قلم آمریکا و ناشرین آمریکایی. ایراد سخنرانیهای متعدد و عقد چند قرارداد برای ترجمه کتابهایش با ناشر معروف راندم هاوس. سفر به لندن در پاییز همان سال، همکاری با احمد شاملو در انتشار روزنامه فرهنگی- سیاسی ایرانشهر. بازگشت به ایران در اوایل زمستان. انتشار کلاته کار، داستان کودکان، انتشارات امیرکبیر، تهران

1358  انتشار مقالات سیاسی و اجتماعی در روزنامه های کیهان، اطلاعات. انتشار داستان واگن سیاه در کتاب جمعه، شماره اول

1359 نوشتن قصه ها و نمایشنامه هایی که هنوز منتشر نشده اند. از جمله داستانهای اسکندر و سمندر در گردباد، بوسه عذرا، خانه باید تمیز باشد، جوجه تیغی؛ نمایشنامه های خرمن سوزها، باران، پرندگان در طویله. تعدادی داستان و نمایشنامه که ناتمام و بدون عنوان برجای مانده اند. داستان بلند و به هم پیوسته سفرنامه سفیران خدیو مصر به دیار امیر تاتارها. از سالهای قبل شروع به نوشتن آن کرده بود؛ چند قسمت آن در مجله آرش به چاپ رسید. داستان شنبه شروع شد در مجله آرش چاپ شد. نمایشنامه تک پرده ای خیاط جادو شده و 3 داستان میهمانی، ساندویچ، آشفته حالان بیدار بخت در مجله های آدینه، دنیای سخن ، کتاب، نگار، آرش چاپ شدند

1360 سفر به پاریس در اواخر سال ازدواج با خانم بدری لنکرانی

1361-1364  انتشار مجدد الفبا در پاریس. نمایشنامه اتللو در سرزمین عجایب، پرده داران آینه افروز و  فیلمنامه دکتر اکبر، رنسانس را نوشت. اولی در پاریس اجرا شد. همکاری با داریوش مهرجویی برای فیلمنامه مولوس کورپوس براساس داستان خانه باید تمیز باشد. مقالات، داستان، نمایشنامه ها که ناتمام ماندند

1364  فوت 2 آذر، دفن در گورستان پرلاشز پاریس با تشیع پرشکوه دوستداران فرهنگ ایران

آثار.

داستان‌های کوتاه:

۱۳۳۴  خانه‌‏های شهر ری

۱۳۳۵  مرغ انجیر

۱۳۳۹  شب نشینی باشکوه

۱۳۴۱  گدا

۱۳۴۳  عزاداران بیل، ۸ داستان کوتاه پیوسته

۱۳۴۵  دندیل، ۴ داستان کوتاه؛ گور و گهواره،۳ داستان کوتاه

۱۳۴۶  واهمه‌‏های بی‌‏نام و نشان،۶ داستان کوتاه

۱۳۴۷  ترس و لرز،۶ داستان کوتاه پیوسته

۱۳۷۷  آشفته حالان بیدار بخت،‏۱۰ داستان کوتاه

رمان:

۱۳۴۸  توپ

۱۳۵۳  تاتار خندان

۱۳۵۵  غریبه در شهر؛ جای پنجه در هوا، ناتمام

نمایش‌نامه

۱۳۳۶  لیلاج

۱۳۳۸  قاصدکها؛ شان فریبک

۱۳۳۹  کار بافک‌‏ها در سنگر

۱۳۴۰  کلاته گل، انتظار

۱۳۴۱  عروسی ‏

۱۳۴۲  ده لال بازی، ۱۰ نمایش نامه پانتونیم

۱۳۴۴  چوب به دست‌‏های ورزیل؛ بهترین بابای دنیا

۱۳۴۵  پنج نمایشنامه از انقلاب مشروطیت

۱۳۴۶  آی با کلاه، آی بی کلاه؛ خانه روشنی، ۵ نمایشنامه

۱۳۴۷  دیکته و زاویه، ۲ نمایشنامه

۱۳۴۸  پروار بندان، فصل گستاخی

۱۳۴۹  وای بر مغلوب؛ ما نمی‌‏شنویم، ۳ نمایشنامه؛ جانشین

۱۳۵۰  چشم در برابر چشم

۱۳۵۲  مار در معبد

۱۳۵۲  قوردلار

۱۳۵۴ عاقبت قلم فرسایی، ۲ نمایشنامه

۱۳۵۴  هنگامه آرایان

۱۳۵۵  ضحاک

۱۳۵۷  ماه عسل؛ آی باکلاه؛ جانشین؛ ما نمی شنویم

 فیلمنامه:

۱۳۴۸  فصل گستاخی

۱۳۵۰  گاو

۱۳۵۷  عافیتگاه

۱۳۶۱  مولوس کورپوس

تک‌‏نگاری‌‏ها:

۱۳۴۲  ایلخچی

۱۳۴۳  خیاو یا مشکین شهر

۱۳۴۵  اهل هوا

 ترجمه:

۱۳۴۲  شناخت خویش، آرتور جرسیلد، با محمد نقی براهنی

۱۳۴۲  قلب- بیماری‌‏های قلبی و فشار خون، ه. بله کسلی، با محمد علی نقشینه

۱۳۴۳  آمریکا آمریکا، الیاکازان، با محمد نقی براهنی

نمایش‌نامه‌های اجرا شده

۱۳۴۲  پانتومیم فقیر با بازی جعفر والی در تلویزیون

۱۳۴۴  چوب بدستهای ورزیل به کارگردانی جعفر والی، بهترین بابای دنیا به کارگردانی انتظامی در تئاتر سنگلج

۱۳۴۵  بامها و زیر بامها، از پا نیفتاده ها، گرگها، گاو به کارگردانی جعفر والی در تلویزیون، ننه انسی به کارگردانی جعفر والی در تئاتر سنگلج

۱۳۴۶  آی با کلاه - آی بی کلاه، دعوت به کارگردانی جعفر والی درتئاتر سنگلج؛ خانه روشنی به کارگردانی علی نصیریان؛ دست بالای دست به کارگردانی جعفر والی؛ خوشا به حال بردباران به کارگردانی داوود رشیدی در تلویزیون

۱۳۴۷  دیکته و زاویه به کارگردانی داوود رشیدی درتئاتر سنگلج

۱۳۴۸  پروار بندان به کارگردانی محمدعلی جعفری در تهران و شهرستانها

۱۳۴۹  وای بر مغلوب به کارگردانی داوود رشیدی در تئاترسنگلج

۱۳۵۱  چشم در برابر چشم به کارگردانی هرمز هدایت در سالن دانشجویی

۱۳۶۳  اتللو در سرزمین عجایب به کارگردانی ناصر رحمانی نژاد در پاریس و چند شهردیگر اروپا؛ ننه انسی به کارگردانی ج. پ. در 10 شهر آمریکا

 

۱۳۶۱ آغاز مجدد فصلنامه الفبا در پاریس در 7 شماره تا کمی پس از 1364 بکوشش همسرش. قبلا در 1353 در تهران 6 شماره منتشر شدند.

۱۳۸۷ بنیاد فرهنگی آذرتورک اولین جایزهٔ ادبی خود را برای 75 سالگی تولد غلامحسین ساعدی به نام او نام‌گذاری کرد.

 

‏14‏/11‏/2010

منابع.

·   ساعدی، غلامحسین، غریبه در شهر، تهران: انتشارات بهنام: ۱۳۷۸، پشت جلد.

·   الفبا شماره ۷، ص۱۰، چاپ پاریس، ۱۳۶۵. 

·   ویژه نامه غلامحسین ساعدی، مجله قابیل. 

·   حیی آرین پور، از صبا تا نیما، ج 1، ص 366-322، از نیما تا روزگار ما، ج 3، ص 441-433.

·   ابوالقاسم جنتی عطائی، بنیاد نمایش درایران، تهران، 1333

·   بهرام بضائی، نمایش درایران، تهران، 1344

·   جمشید ملک پور، ادبیات نمایش درایران، تهران، 1363.

·   جنون شجاعان در  تاتار خندان، نگاهی به رمان تاتار خندان از غلامحسین ساعدی، علیرضا ذیحق.

·   ده شب شعر، کوشش ناصر موذن، انتشارات امیر کبیر، تهران، 1357.

·   تولدی دیگر، فروغ فرخزاد، انتشارات مروارید، تهران، 1342.

·   غلامحسین ساعدی و رزم نامه غریبه در شهر، نگاهی به رمان غریبه در شهر از غلامحسین ساعدی، علیرضا ذیحق.  http://mandegar.info/1388/Bahman/a-zihagh2.asp

·   تمثیل و نماد در نمایشنامه‌های غلامحسین ساعدی، با نگاهی به نمایشنامه ضحاک، علیرضا ذیحق

·   غلامحسین ساعدی و اثری روان محور، یادداشتی بر نمایشنامه وای بر مغلوب، علیرضا ذیحق

·   بیست سال از مرگ غلامحسین ساعدی گذشت، بی‌بی‌سی فارسی.

·   ویژه نامه زندگی و آثار غلامحسین ساعدی، علیرضا ذیحق

·   ایرج پارسی نژاد، قضیه در آثار صادق هدایت http://fis-iran.org/fa/irannameh/volxvi/hedayat-qazzieh-parody  

·   ویژه نامه ساعدی ـ ماهنامه مهرهرمز http://www.aliaram.com/files/mehrhormoz-2-1388-asly.htm

http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86+%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%af%db%8c&SSOReturnPage=Check&Rand=0

http://fa.wikipedia.org/wiki/

http://asre-nou.net/1386/esfand/15/m-khaterate-khane-zendegan.html

بیژی
۱۳۸٩/٥/۳

بیژن باران: زبان

زبان

دکتر بیژن باران

در فرهنگ جهانی امروزی زبان 2 گونه است: طبیعی برای انسانها و ماشینی برای رایانه ها. در این جستار مراد زبان طبیعی است. زبان وسیله ارتباط بین موجودات است که شامل ماشینهای هوشمند هم می شود.  

زبان مهارتی در مغز و عضلات است. این مهارت بر بنمایه های ارثی، از 2 میلیون سال پیش در انسانماها، در تکامل مغز و تارهای صوتی برای ایجاد ارتباط اجتماعی پدید آمد. در روال تکامل زبان شفاهی برای ترابری اطلاعات 2 شبکه عصب کورتکس کلامی/ لغتی در نمیکره مغز چپ و عاطفی/ معنایی در نیمکره مغز راست شکل گرفتند.  

قبل از بروز زبان در جامعه انسانی، مغز انسان به مرحله اندیشیدن نمادی/ سمبولیک از 100 هزار سال پیش رسیده بود. اندیشیدن نمادی کاربرد یک چیز برای بیان چیز دیگر می باشد که انسان را از انسانما جدا می کند. آثار عتیق از 60 هزار سال پیش در آفریقای جنوبی بر تکه های پوست تخم شتر مرغ با حک خطوط موازی و متقاطع بدست آمده اند. این نقوش بمنظور شناسنامه فردی یا گروهی نشان از نمادگرایی دارند. 

حساب، طنز، استعاره چند نمونه اندیشه نمادی اند. در حساب عدد 2 شمارش 2 شیی را می نمایاند. استعاره هم چیزی را برای بیان چیز دیگر بکار می برد. داس به هلال ماه تشبیه می شود. حافظ: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو./ یادم از کشته خویش آمد و وقت درو. رابطه این 2 شیی مجزا/ گسسته در استعاره قرار می گیرد. اگر این 2 شیی پیوسته باشند قیاس بین آن 2 آرایه ادبی مجاز/ متونیم نامیده می شود. معمولا تعمیم جزء به کل نمونه مجاز مرسل Synecdoche است. تقابلهای سوسور محورهای همنشینی - جانشینی، همزمانی – درزمانی، گفتار- نوشتار، دال-مدلول مداقه شود. http://nodveh.blogfa.com/post-198.aspx

 

بیژی
۱۳۸۸/٦/٢٩

بیژن باران: بهار ما

 

 

بهار سبز

بیژن باران

بهار با ما باش!
از بام سبز، از ذر درآمدی
با حجم شکوفه های سفید
با رایحه ی امید-
کفش سرخ لاله بپا.

ای دختر خورموج
با سورمه ی سیاه 2 چشم دورنگر، 
پیشانی بلند هوش
بر قامت آلاچیق غرق گل
جدا ز کشتی سندباد بحری-
افسانه های 1001 شب دراز و دور.

ترا دیدم خرامان بر فرش آبی خلیج
خوانا به خط نور
رخنه به خاطراتم کنی.
دور شوی در افق، در موج خورشید عصر
در هاله ی زر و سیم انفجار قلب غروب
پنهان شوی در پشت نخلهای ساحلی غرور.

ای بهار! گلهای تو بسوی نور باز شوند.
در طراوت شب، نمور و خمار
کف دست نسیم بر کمانه های کمر
انگشت جویا ز چاه کور 
سوی قنات تار و نمور.
در مخمل هلو، در چاک شیب شوق
بر غنچه ی خجول خون
بر خورد و خال، خماری خوش
با لرز مرز درز
آغاز هست و نیست
آنجا که من و تو به او منجر شود
با ورود گریه و ناز
با جدایی از تو، در نهایت از ما
او بزرگ و برنا
از ما جدا
در فلات و خلیج
در جستن تاریخ و عدالت
بر صفحه امروز، پاهای کوچک دیروز
رو سوی فرداها
دور شود از ما

ای مادر زیبا
ای پیوند خیال، خون و خانواده
ای خیس، خوشی، خنیا
چه خرامان بر دریا
دور شدی ز ساحل خرما
بسوی نور، 
در حزن نغمه کجور،
در ابدیت گوی گردان گنج 
روزی برنگ زر، روزی برنگ سیم

من با خاطرات ویران
بر خط ساحلی؛
بر سرم، سفید مرغ طوفان..
0405
بیژی
۱۳۸۸/٥/۱٧

بیژن باران: ماه عامیانه

ماه عامیانه

بیژن باران

 

شب که میشه – یاکریم

برای جفتش میخونه.

توی ِ نسیم، رو پشتِ بوم

عطر اقاقی ویلونه.

 

تو پنجره، شهر تفته

از تک و تا میافته.

چراغا روشنی میدن

کوهها تو تاریکی میرن.

 

ماه شب 14 ، میاد

تو آسمون ولو میشه.

لچک ابر وا میکنه

تل طلا جاری میشه.

 

مواشو مهتاب از پنجره

روی قالی پهن میکنه.

میخکِ سرخ ِروی میز،

تنهای تنها نشسه.

 

صبح که میشه یاکریم

برای جفتش میخونه.

رو شاخه ی اقاقیا

تو نخ پرواز میمونه.

*

تو خیابون صدای صبح

رو پشت بوم صدای صبح

پشت دیوار صدای صبح

داد مردم صدای صبح

062009

بیژی
۱۳۸٧/۳/۸

بیژن باران: 4فصل تو

 

۴فصل تو

وقتی ماه بر فراز دریا
پشت ابر می رود
ترا لحظه ای فراموش نمی کنم.

 

وقتی خانه نیستی
خانه منی.
وقتی خانه نیستم
خانه تو ام.

 

من اولین برای تو بودم.
تو اولین برای من بودی.
یادهایمان بهم آغشته اند.

در نخستین شکوفه بهار
اولین گیلاس سرخ تابستان
در نخستین برگ ریز پاییز
و در اولین برف زمستان
ترا بیاد می آورم - ای میهن.
۰۶۲۷۰۷

بیژی
۱۳۸٦/۱٢/۱٠

دکتر بیژن باران: انقلاب
انقلاب          الهام از نقاشی دلاکروا، 1789 - در موزه لوور         انقلاب زنی ست.در آغاز چون الهه ای پاک جلوه می کند-بر بلندی افق با اهتزاز درفش عدالت در آزادی نسیم.همه بسوی او چشم براهنداز داس و سندان تا پیرهن سفید شهراز گرسنگی و بیماری تا اوراق شعر و سرود.درها باز میشوند: زندانیان آزاد.خورشید پر شکوه، آسمان آبی بازهرروز 3 دقیقه بلندتر شد.
بیژی
۱۳۸٦/٦/۱۸

تغيير نشانی بيژن باران

نشانی نوین شاعر این وبلاگ سفر کرده:

www.bejanbaran.blogfa.com

بیژی
۱۳۸٦/٥/٢٦

منو ترک نکن
منو ترک نکن.

Ne Me Quitte Pas. - Jacques Brel
منو ترک نکن.
اگر چه ترا ترک کردم-
در جوانی.
از آبهای عمیق سبز گذشته
چون اوليس به خاک غربت رسيدم.


بی تو هيچم.
بی تو من نيستم.
من آمدم و زيستم.
تو بوده و هستی و خواهی ماند.


نميدانم ترا خواهم ديد دوباره.
پرنده می سوزد.
ولی پرواز ادامه دارد.
چون باد آمده - چون برق میروم.
من رفتنی ام.
تو ماندگار برای هميشه - ای ميهن.
۰۷۰۳۰۷

بیژی
۱۳۸٦/٤/۱٠

۴فصل تو

۴فصل تو

وقتی ماه بر فراز دريا
پشت ابر می رود
ترا لحظه ای فراموش نمی کنم.

وقتی خانه نيستی
خانه منی.
وقتی خانه نيستم
خانه تو ام.

من اولين برای تو بودم.
تو اولين برای من بودی.
يادهايمان بهم آغشته اند.


در نخستين شکوفه بهار
اولين گيلاس سرخ تابستان
در نخستین برگ ریز پاییز
و در اولین برف زمستان
ترا بیاد می آورم - ای میهن.
۰۶۲۷۰۷

بیژی

شهر شعر برای نشر آثار بیژن باران هر هفته با تاریخ و شناسه به روز میشود. خوانندگان نظرات خود را می نویسند که در نهایت بخشی از شبکه ی شعر- دوستان فارسی می شود. سر آغاز آن تیکه ای از شعر" حرف" بر درفشی در اهتزاز است. آرشیو مطالب گذشته، ایمیل برای تماس و عکس شاعر در ستون راست قرار دارند. سپس 6 لیست آمده که می توان روی آنها کلیک کرد و باز کرد: 1- آثار شاعر در نشریات دیگر. 2- کتابهای او بفارسی و انگلیسی با ۳ تصویر. 3- اشعار انگلیسی او. 4- پایگاه های ادبی فردی و 5- گروهی بترتیب الفبایی. 6- منابع ادبی و هنری. در پایه ستون راست بخش موسیقی با آهنگ ویگن، تصویرک پرشن بلاگ برای ایجاد بلاگ و شمارگر بینندگان آمده. شما می توانید شعر بیژن باران را خوانده، نظر خود را در ایمیل، پیام، یا یاهو مسنجر گذارده، به پایگاه دیگران رفته، آثار او و دیگران را از نظر گذرانیده- در حالیکه آهنگی از ویگن/رقص کنيم لئونارد کوهن پخش می شود.


اشعار آرشيو باران


تفريق بيگانه
بيژن باران: ديوان شرقی*بهار و دختر
بهار و گيتار
بهار و من*ابر و دانه
باران*بزم
وجود
شهر سرخ*شهرسياه*راه و رود* گلابدره
آخر ايلياد*غمانه*شبانه۳*شبانه۲
شبانه۱*مرثيه*نيايش*او-آبيار شقايقها
وارياسيون*نگاه شب*رنگ باران*سفره*شماره
روزانه*اتود۷*اتود۵*اتود۲
اتود ۳ * اتود ۱ *عشق* دود* شراب
شب و روز* کجایی * قرون وسطا* کی
ببين*برف*اتود۱۰ *اتود ۸*اتود۱۳
تو* نيزار*از تو*کاسنی
باغ-3*آن*سفر*رود یاد
اتود 19*20*14*16*11
اتود 21*15*18*9*6
شام*مرز رمز*شعر*خانه-۱
یاد باد*مانا*باغ و گنبد*پایکوبی
سحری*پاییز*پندار*ماه*گربه
لبخند*نبلوفر و تبریزی*مریم*هندسه حیات*شاهد
عکس استعاره*آب*زود دیر* راهی نیست*حافظ زیرهشتی*توطئه*دشت و آهو
طوطي*خرگوش*تابستان*کتيبه*غزل۹*حرف*ديوار*کمر*بوسه اول
رنگین کمان * درنا* کسی* سحر
خواب* يادها-۱* پرچم* ديوار* ورود
بهار* رود * زمین مریض * بازو* گرمی خاطره
بهاریه* می خواهمت بهار* کو بهار * تثلیث
۷۸* چالوس * طلاق* انتهای تنهایی*
توطئه * اقدس * پا * مناجات* قناری
طبل * ۲۴ ساعت * قناری2 * ابد لحظه
تو بدور نزديكي * حضورت * حرف * ابد لحظه * قناری
*قارچ و سمور*شير كوير*دل ميهن*مناجات*حافظ زیر هشتی * تگرگ برگ دَرَد*شبانه ها* توديع*ديوار * آسمان آبي*قناری
*بيماري*كوچ* غزل ۱-۶ *g *معشوق تاريخي * بكجا ميرويم ما؟* طبل * طلاق*هجرت ياد*اوراد عاشقان۱ *پرنده در پنجره*شب عور*زنبق و زنبور*گيتار من*دشت و آهو*كو بم*کيستي

[ خانه| آرشيو | ایمیل ]

بیژن باران
تصوير باران در قطع كامل


خبر1

کتاب مجموعه شعر فارسی 228 صفحه اي دیوان شرقی - رویای رود یاد - اثر بیژن باران را نشر مهر راوش در نمایشگاه بین اللملی کتاب تهران ۱۳۸۶ عرضه کرد. ضمنا هرگونه سئوال يا اطلاعاتی در مورد چاپ کتاب يا دیوان شرقی را میتوانيد با شماره همراه ۰۹۱۲۲۵۰۶۰۰۳ يا با پست الکترونيکی MEHRERAVASH@YAHOO.COM تماس حاصل نماييد. مراکز پخش مجموعه شعر «ديوان شرقی» به شرح زیر می باشند: - نشر و كتابفروشى چشمه: پل كريمخان زند - نبش خيابان ميرزاى شيرازى - پ 161 - تلفن: 88907766 - نشر و كتابفروشي بقعه: ميدان هفت تير - نبش كوچه شريف - طبقه دوم - آقاى انصاف منش - تلفن: 88320905

خبر2

دومين دوره‌ جايزه‌ شعر خبرنگاران برگزار مى‌شود.‌‌ ‌به گزارش (ايسنا)، دبيرخانه‌ دومين دوره‌ جايزه‌ شعر خبرنگاران از تمامى شاعرانى که‌‌ ‌در سال 1385 مجموعه‌ شعر به‌چاپ رسانده‌اند، خواسته تا براى شرکت در اين جايزه،‌ ‌پنج نسخه از اثر خود را به دبيرخانه‌ جايزه بفرستند.‌‌ ‌در اين بيانيه آمده است: شاعران (اعم از خبرنگاران‌ ‌و غير آن) تا آخر شهريورماه 1386 فرصت دارند، آثار خود را به نشانى تهران، صندوق‌‌ ‌پستى 16765-3496 بفرستند.‌ ‌بنا بر اين گزارش، کتاب‌هاى شعر بايد به زبان‌ ‌فارسى و در سال 1385 انتشار يافته باشند، يا اعلام وصول آن‌ها در سال 1385 باشد.‌‌ ‌اين جايزه سال گذشته در نخستين دوره‌ برگزارى با‌‌ ‌داوري: محمدهاشم اکبرياني، عليرضا بهرامي، سپيده جديري، محمدحسين عابدى و پوريا‌ ‌گل‌محمدي، به مجموعه‌ شعر “يک بسته سيگار در تبعيد” اثر غلامرضا بروسان اهدا شد.‌ ‌

خبر3

برای پيشبرد تئوری و ترجمه شعر فارسي پايگاه نقد شعر- هر ماه درمیان با نقدی و ماه بعد با یک ترجمه انگلیسی به روز میشود.

کردبچه: ته مانده های حاصل تقسيم من
باران: ديوان شرقی
افرادی: درآمدی بر نوآوری نيما
برازجانی: تاملاتی در نقد شعر
خليقی: نظرگاه* زاويه ديد
مصاحبه با تيرداد راد ۳
مصاحبه با تيرداد راد ۱ و ۲* مجموعه شعر ح؟وان
باران: بدبينی يک شاعر
باران: شعر نو فارسی
Baran: Samlu
نيما: ۲ نامه
حسين آبادی: نقد از تو* تیرداد راد: نگاهی بر شعر رويای رود
باران: مخاطب
Baran: Calec-Grafts & Garden* حيدری: بحران مخاطب
رسول زاده: چرخش زاويه ديد
حسين آبادی: نقد مانا
Baran: Calec- The Flower, Elegy, Meeting, Windows, Lyric 12
منوچهريان: نقد پندار* شعر يا چامه * Yavari: The Persian Novel
Baran: Fermi Age Theory, Lyric9, Epigram1, Farsi/ Persian, Diaspora * تندروصالح: ادوار مهاجرت فرهنگ ساز
باران: نقدی بر نقد ادبی-۴* ايليا: ديوان شرقی* نقد ادبی
باران: اختلافات روحی در شعر نو فارسی
باران: ۳ نقد شعر* بگذار هزار گل بشکفد
باران: نقدی بر نقدها-۲ *تاريخچه شعر* نقدی بر نقدهای ادبی-۳
نفيسي: ساختار زدايی* موسوی: شناسه های غزل
باران: نقد ادبی * نقدی بر نقدها-۱

آثار باران در نشريات ديگر
صلح-نیایش-حضورت: اخبار روز
نقد ادبی : آسمون بی ستاره
صلح-نیایش-حضورت: اخبار روز
شهر سرخ-۴فصل تو-راهی نیست: عصر نو
زمستان-۴فصل تو: مشعل
پاییز- سایت خاطرات سفید
خواب- سایت بيابان
تابستان -مشعل
گلنار من - عروض
پوشه - رنگین کمان * غزل ۹*کتیبه
وازنا - حرف * رنگین کمان * غزل ۹*کتیبه
تصویر تزوير* قرون وسطا -عصر نو
آخر ايلياد- سایت امین حصیری
بهار -مشعل
رویای رود یاد - ادبیات و فرهنگ
شعر. اتود6. هندسه حیات. شام. پاییز -مشعل
1223 چالوس - کایر
چهار شعر - ادبیات و فرهنگ
پاییز -عصر نو
خواب -عصر نو
ماه -ویرگول
می خواهمت بهار -عصر نو
کوارتت فصول- ادبیات و فرهنگ
بیژن باران -مانیها
بیژن باران -ویژه نامه ادیبان
ساختارزدایی - مقالات اديبان
لاله - عصر نو
حرف - شاهد -كلاغ
قناری 2-حرف-کجایی- چالوس-زود دیر- رود- استعاره-سوشليغا
زود دير -نسيم کوير
قناری 2 - فروغ
گلنار..تودیع - ادبیات و فرهنگ
هندسه حيات- مشکان
عکس استعاره- ایرانیان
تبلور اختلالات..- مهين ميلاني
دیوار- هارمجیدون
چند سروده - ادبیات و فرهنگ
سروده ها - عصر نو
تبلور اختلال- ادبیات و فرهنگ
دیوار - هفت‌سنگ
تو بدور*درنا*دشت- گیل ماخ
گلنار-شعرنو
اقدس-شعرنو
خرگوش-شعرنو
طوطی-شعرنو
توطئه-شعرنو
حافظ زير هشتی-شعرنو
درنا-شعرنو
تو بدور نزديکی-شعرنو
دشت و آهو-شعرنو
حافظ*توطئه - ادبیات و فرهنگ
آهو*تو بدور*درنا -ادبیات و فرهنگ
کتیبه*غزل ۹ - ماندگار
حرف- خانه سبز من
راه و رود: آخر ايلياد- گلابدره* ديوان شرقی: سحر شعر -آسمان آبی گیتار من - همپای من - آب و آتش - آتش و آب - زنبق و زنبور - قارچ و سمور - دشت و آهو - شیر کویر - زخم رز - تو بدور نزدیکی * ۴فصل: ورود - نگاهت - اقدس- آوای آزاد
دیوار - ادبیات و فرهنگ
کتيبه*غزل۹*رنگين کمان *حرف -ادبیـات و فرهنگ
کتيبه* غزل۹*رنگين کمان- هارمجیدون
درنا - شرقیان
ادبستان - تبلور اختلالات روحي در شعر نو فارسي/ بگذار .. بشکفد
رود - تازه ها
پرواز - شرقیان
پا - والس
بگذار..بشکفد - والس
تبلور اختلالات روحي..- والس
کيستي- والس
کو بهار- عصر نو
ترکیبات بدیع کلامی- قابیل
تگرگ برگ دَرَد - آواي آرام
بگذار .. بشکفد-فن شعر
پگاه شاعری مولد- قابیل
آخر ايلياد- عصر نو
رویای رود یاد/ابد- قلمرو
گلنار من- ایرانیان
حرف- پندار
شير كوير- اديبان
گلاب‌دره- فروغ
صداي شكست- عصر نو
ديوار- عصر نو
حافظ زيرهشتی-عصر نو
خيابان - عصر نو
من و تو - دلتنگستان
پنجره در آيينه- عصر نو
سحر شعر- قابیل

آثار بیژن باران- فارسی
راه و رود، مجموعه شعر، تهران، 72 Baran Works in English

The Western Divan 1996
The Litrary Articles 1999
اشعار انگلیسی ب باران
Fermi Age Theory
Lyric 4


ادبيات - فردی


محمد خورشيدی * اميد حلالی * عباس احمدی * اشرف‌زاده ع بهنام پیپ قرمز م پوپل ایرج جنتی عطایی روجا چمنکار ر حيرانى علی رضا خسروی تيرداد راد سهراب رحیمی رضا رستمي مریم رییس دانا شهرام رفيع زاده د. ساتیر ساراپوئم ستاره بارون شالبافان س شاملو شنطيا مظاهرشهامت و ضيايي ش عدیلیپور ی علیخانی کردبچه ع کوهمال جهرمی الهام کیان آذر کیانی گیجستان شيدا محمدي م محمدی م مزارعی م مهرجو مهين ميلاني ا نوری علا م نوشادی ناهید هنرور


گروهی
آتی بان آذین داد آینه اثر ادبستان ادبیات و فرهنگ از بودن انجمن شاعران ايران اندیشه نو ایرانیان ادب فرمت بارون بخارا بلوط پچپچه پروژه ترجمه پوشه پياده رو پاییزان پندار پویشگران پوئتیکا پرشن پواما پوئت آنلاین پوئتريسم پيشرو تازه های ادبی تبعیدگاه ترانه ی زمين تکتاز جام جم جن و پری چیستا چلستون خزه خوابگرد دامینو ديدگاه ديگران دوات راوی رواق ساده دل سبزينه سخن سوشليغا سیمرغ شاتوت شاعرانه ها شاهرگ شرق شرقيان شعر نو شوکا شهروند صفحه شعر عصر آدینه فردا فریاد فروغ فصل نو فن شعر قابیل قاصدک ققنوس قلمرو عروض غرفه آخر كاپوچينو کاج کارون کتاب سنج کتاب سیاوش کتابشعر كتابلاگ کتابخانه کاشان کاهگل كلاغ کلک گزيده شعر پارسي گذرگاه گوهران گویا گیلماخ لوح مازندنومه ماندگار مانيفست مانيها ماه مگ مشاهير مشعل موازی مجله شعر ملکوت مجلات ایران مهدی بخشی لیلی صادقی نامه نسيم کوير نفی وازنا واژه والس هارمجیدون هايليتنت هفتان‌ هفت‌سنگ هفتشهر همهمه

منابع
آوای آزاد* آوای آرام ادبكده ادب تاجيك اوركات اکسیر ايسنا تاریخ جاماسپ جاودانه ها جستجوگر دستور روشنگری زبان‌شناسى *شعر شعر انگلیس شعر امریکا شورای گسترش شرميشن غزل افغانی فرهنگ انگلوفارس فرهنگ انگلوعرب کتاب کتابخانه کتابخانه زهری منطق منطق2 وبلاگهاي دانشجويان هشت

موسیقی
آهنگ افغان هیتس ايران سانگ ايران کليپ ايران ليريکز بهزاد رنجبران پرشن هیتس موسیقی ويگن هنر و موسيقی

نقاشی
دیده* نقاشی کارگاه گالری

فیلم
آریا ایران اکتور نقد فيلم سينماي ايراني* فيلم ايراني وعده دیدار

عکس
تهران عكس

زبان
آذری عربی فارسی پرداز کردی

ناشر
آی آی کتاب آی کتاب توس ققنوس کتاب ایران گوتنبرگ مهرراوش نشر باران

تلویزیون
تلویزیون

وب
آموزش* تايتان رايانه جیو* پوکوهانتا

روخط بودن/ نبودن بیژن؟



برای شنیدن موسیقی- مثلث دایره بزرگ را کلیک کنید.



eXTReMe Tracker